الشيخ المنتظري

633

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

آن هم از علم خداوند مخفى نيست ، و غير از جريان اصل باران تعداد قطرات آن را هم مىداند . « وَمَا تَسْفِى الاَْعَاصِيرُ بِذُيُولِهَا ، وَتَعْفُو الاَْمْطَارُ بِسُيُولِهَا ، وَعَوْمِ نَبَاتِ الاَْرْضِ فِى كُثْبَانِ الرِّمَالِ » ( و همچنان خداوند به آنچه دامنه گردبادها از روى زمين برمى دارند ، و به آنچه سيل ها نابود مىكنند ، و فرو رفتن ريشه گياهان در مجتمع شنها آگاه و عالم است . ) « تسفى » يعنى برمى دارد و بالا مىبرد . « اعاصير » جمع « اعصار » به معناى گردباد است . « ذيول » جمع « ذيل » به معناى دامنه و اطرافِ گردباد است ، وقتى گردباد شروع مىشود اطراف و دامنه هاى گردباد آشغالها را جمع مىكند و به وسط گردباد مىآورد ، بعد خود گردباد آنها را بالا مىبرد . در اينجا حضرت فرموده است : « و ما تسفى الاعاصير بذيولها » و خداوند به آنچه دامنه گردبادها بالا مىبرند عالم و آگاه است . « و تعفو الامطار بسيولها » ; « امطار » جمع « مطر » به معناى باران است . « سُيول » جمع « سِيل » است . يعنى و خداوند عالم است به آنچه سيل هايى كه از باران توليد مىشوند محو و نابود مىكنند . « و عوم نبات الارض فى كثبان الرّمال » ، در اين جمله هم « نبات الارض » و هم « بنات الارض » نقل شده ، ( 1 ) اگر « بنات الارض » باشد به معناى دخترهاى زمين و مقصود جانوران ريز زمين هستند ، و اگر « نبات الارض » باشد به معناى گياهان زمين هستند . « فى كثبان الرّمال » يعنى در مجتمع و انبوه شنها . « عوم » هم به معناى شنا كردن است ; يعنى و خداوند به غلطيدن جانوران يا ريشه هاى گياهان در انبوه شنها آگاه است .

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 7 ، ص 50